صفحه اصلی > سنگ و معماری : زیبایی در شهر

زیبایی در شهر

تصویری از زیبایی در شهر

“سنگنامگ” شماره دو – اسفند 1404 نویسنده : مهدی فروغمند اعرابی

موضوع زیبایی و هنر بحث و مسئله عمیق و قابل تاملی است . حداقل تفکر در خصوص این موضوع برای بنده ، ابعاد گوناگونی در حوزه های مختلف علمی ، فلسفی ، اجتماعی و … داشته است . به همین دلیل این مطلب را در چهار بخش ظاهرا نامرتبط بیان می کنم که در نهایت بطن موضوع را می رساند .

1 – درک از زیبایی

درک از زیبایی تابع عوامل متعددی است .هر قوم یا شخصی با هر نوع از علم ، دانش و ادراک ، دارای مدرکات متفاوتی از اتفاقات و اشیاء اطراف خود است ، این درحالی است که شیء یا اتفاق فقط مبین صریح موضوعی باشد که برای آن تولید شده باشد . به عنوان مثال قاشق یک شیء شناخته شده برای تمامی کسانی است که با قاشق غذا می خورند ، ولی شاید حدود 200 سال قبل اگر قاشقی را به یک روستایی در فلان قاره نشان می دادند ، نه خاصیت آن را می دانست و نه اینکه این شیء برایش معنی خاصی داشت . هر چند قاشق یک شیء ساده است و به عنوان نماد یا برای مقصود دیگری طراحی و تولید نشده است . مثال دیگر اینکه یک عده را در خیابان مشاهده می کنیم که تجمع کرده اند و یک پلاکارد را در دست دارند . حس کنجکاوی طبیعی ، علت این اجتماع را جستجو می کند . اگر روی پلاکارد به سمت ناظر نباشد ، علت اتفاق قابل درک نیست . این عدم آگاهی از متن یا موضوع پلاکارد ناظر را کنجکاوتر می کند . زمانی که ناظر موضوع را بداند ، چه موضوع به ناظر مربوط باشد و چه نباشد ، به راه خود ادامه می دهد و فقط موضوع را یک خبر ، مانند سایر اخبار می داند . از همان جنس اخباری که مرتبا در گوش و ذهن ما فرو می رود  و بدون هیچ خاصیتی ، کنجکاوانه به آن ها گوش می دهیم . در واقع پس از ارضای حس کنجکاوی به راه خود ادامه می دهیم .

بنابراین توضیحات شیء یا هر اثر و اتفاقی تا روشن نشود ، علت حضور و ظهور آن از طرف ناظر درک نخواهد شد . در شهر همواره عملکردهای مختلف فیزیکی ، بصری ، صوتی و حتی روانی جاری است . برای توضیح بیشتر این عملکردها می توان به ترافیک نمایش تابلوها و رنگ ها ، پل ها و جاده ها ، بلوارها ، گیاهان و آدم ها دقت کرد . یک شهروند در زمان حضور در شهر ، یعنی خارج از خانه ، با تعداد زیادی از این عملکردها روبرواست . آنچه نمی تواند یک شهر را به یک مجموعه از عناصر زیبا تبدیل کند ، همین تنوع و تعدد عملکردها و نبود نظم بین آن ها است . یعنی فقدان نظم عملکردی یا نظم شکلی و…

تصویری از زیبایی در شهر

جین جیکوبز( 1 )  نظریه پرداز طراحی شهری جمله ای در این ارتباط دارد ، دقیقا این جمله نیست ولی نزدیک به مضمون است ، ” هر شهروندی به دلیل زندگی و استفاده از امکانات شهری و تماس با عناصر شهری ، زمینه  خوبی برای درک و فهم از نظم شهر خود را دارد . ” زمانی زحمات ما برای درک مفاهیم از شهر خود ، دچار مشکل می شود که عناصر شهری در تناقض با یکدیگر قرار می گیرند و در ذهن آشفتگی ایجاد می شود و علت آن نبود نیروی کافی بصری برای تاکید بر نظم عملکردی و بدتر از آن ناشی از تناقضات بصری غیر لازم است . به هر حال جستجوی عنصر کلیدی یا مهره اصلی حیرت انگیزی که در صورت روشن شدن ، همه چیز را روشن می کند ، بی نتیجه است . در حقیقت هیچ عنصر واحد ، مهره اصلی یا کلیدی ای در شهر وجود ندارد . در واقع اختلاط مهره اصلی است . حمایت متقابل عناصر این اختلاط ، نظم است . اگر نظم ایجاد شود ، عناصر مختلف یکدیگر را تعریف می کنند .

زیبایی در شهر با سنگ فروشی

1 – جین جیکوبز ( Jane Jacobs ) ، منتقد معماری و شهرسازی آمریکایی که  نظریات و بینش‌هایش در مورد شهر تأثیر شگرف و غیرقابل‌انکاری بر اندیشه‌های شهری در قرن بیستم و بیست‌ویکم داشته است.

2 –تعریف و معنی زیبایی و هنر

زیبایی چیست و آیا زیبایی دارای معنی واحدی است ؟ آیا اکنون تعریف عام یا خاصی درباره زیبایی آورده شده است ؟ با گفتاری که در پاسخ به این سوالات می آید ، شاید معلوم شود که شهروندان تهرانی ما چه تعریفی از زیبایی اختیار کرده اند و ارتباط ایشان با مقوله هنر چیست .

کلماتی برای بیان چگونگی ماهیت یک شیء یا اثر در فرهنگ ما وجود دارد که به نوعی به زیبایی به معنای امروز و مشترک ارتباط دارد . مانند : قشنگ ، دلچسب ، ملیح و واژه هایی مشابه این ها در ذهن مفهومی را تداعی می کنند که با آن ها آشنا هستیم . با انطباق لفظ واژه و مفهوم آن قادر به درک معنی تا حد فهم خود هستیم .

مثلا بگوییم درخت زیبا است . درخت برای باغدار زیبا است ، چرا که درخت فواید بسیاری دارد .مانند سایه ، میوه ، چوب و برگش برای سوزاندن یا کود شدن . اما برای شهروند فقط تکه سبزی است که در بعضی مواقع سایه اش مفید است . پس چرا درخت زیبا است ؟ چرا همین واژه با این همه تفاوت درباره درخت مورد استفاده قرار می گیرد ؟ با این تعریف که خیلی به اجمال گفته شد و بحث مفصلی می طلبد ، زیباسازی شهر چه معنی می دهد و چه چیزی قرار است زیبا باشد ؟

در ریشه های این واژه مفهومی نهفته است که بنظر می رسد شاید کمی مفهوم مصطلح زیبایی را روشن کند و آن هم این است که واژه ی زیبا از موضوع زیبندگی آمده است . زیبندگی یعنی آنچه که زیبنده یا بسیار مناسب برای کار یا نمایش است . فلان موضوع زیبنده ی شما نبود یعنی چه ؟ حالا ببینیم که چه چیزی زیبنده ی شهر و شهروند ماست .

فهم اینکه چه نوع علامت ، نماد یا عملکردی زیبنده ی شهر ما است ، از عکس العمل شهروندان قابل درک نیست . مثلا اگر از همشهریان مختلف در مورد تابلوهای نقاشی که از بزرگان نقاشی جهان در شهر نصب شده است ، سوال شود ، طیف گسترد ای از جواب ها که ناشی از تفاوت در درک آنهاست، حاصل می شود که نه تنها راهگشا نیست ، بلکه گیج کننده خواهد بود .

این قضیه چند وقت پیش برای خودم اتفاق افتاد . در ترافیک سوار یک اتومبیل مسافرکش در صندلی جلو ، کنار راننده نشسته بودم . نمی دانم در ترافیک رسالت از آرژانتین ، قبل از سیدخندان بود یا جای دیگری ، مدت ها در ترافیک نزدیک تابلوی نقاش معروفی متوقف بودیم . در اثر بی حوصلگی معمول در این گونه مواقع یا شاید از سرِ کنجکاوی به راننده گفتم : این تابلوه که نصب شده ، خوب است ؟ فکر کردم شاید این سوال باعث توجه به هنر و نقاشی شود . بر خلاف معمول این مواقع که راننده بی تفاوت چشم از جلو برنمی دارد ، برگشت و نگاهی به من انداخت . انگار داشت مرا شناسایی می کرد که این آدم کیست که با این همه مکافات از یک تابلوی نقاشی حرف می زند ؟ گفتم : این تابلو را دیده بودی ؟ گفت : نمی دانم. گفتم : من چیزی از این سر در نمی آورم . نگاهی به تابلو انداخت . انگار می خواست همدلی کند. کمی دوستانه تر گفت : بابا اینها چیه که به در و دیوار آویزان می کنند . نمی دانند صفحه کلاچ چنده که یادشون بره این ها چیه ؟

من کم و بیش به فکر فرو رفته بودم که چه خوب است این جور کارها توسط شهرداری صورت بگیرد تا فرهنگ مردم در این جهت توسعه پیدا کند ، ولی به نظر نمی رسد که در این بی نظمیِ بی سابقه ای که در تاریخ شهرنشینی در این شهر اتفاق افتاده است ، چنین عناصری بتواند تاثیری مورد انتظار بگذارد . اصلا چنین درکی در توده همشهریان وجود ندارد . شاید وجود این آثار نقاشی باعث شکاف بیشتر بین اشنایان و ناآشنایان با آن شود و این عمل در راستای اهداف طراحان موضوع درست از آب درنیاید ، این راه درست جواب نداد.

3 – معنی شهر

شهر را چه معنی می کنیم ؟ امروزه نمی توان شهر را با تعاریف فارابی از مدینه فاضله یا بودلر ( 2 )  و بولوارهای پاریس با چراغ های رنگین و مردمان شاداب و پر نشلط از دیدن عناصر چدید شهری ، تعریف کرد . البته بودلر با همه ی شیفتگی اش که نسبت به شهر مدرن داشت ، برای اولین بار واژه های اضطراب ، آشفتگی و بوی تعفن از بی نظمی شهر را در اشعار خود آورد .

شهر دیگر مدینه ی ناشی از مدنیت و تمدن تعریف نمی شود . شهر هم همه ای است از ناهماهنگی هایی که هر کدام از شهروندان در تولید آن نقش دارند . در حالی که همان شهروند در زیر بی نظمی و بی هماهنگی عناصر و اتفاقات ، تحقیر شده و در اضطراب و نگرانی از این همه اتفاقات پیش رو منفعل می شود . شهر دیگر مامن نیست . ناامنی در شهر به مراتب بیشتر از روستاهاست . در حالی که شکل گیری شهرها برای ایجاد امنیت بوده است . خلاصه اینکه چطور می شود با وجود این همه ناهنجاری ها ، از شهروند انتظار داشته باشیم که با دیدن تابلو یا درختی و یا تکه چمنی کنار اتوبان ، احساس امنیت و نشاط کند ؟ چه می توان گفت به همشهری مضطرب و در حال خفقان در ترافیک دودآلود شهر تا آرام شود ؟

2 – شارل پیر بودلر ( Charles Pierre Baudelaire )  شاعر و نویسنده ی فرانسوی 

4 – جالب ، جذاب و زیبا

آنچه که به بدنه شهر می آویزیم ، اعم از نماهای ساختمان یا تابلوها و سایر عناصر ، اگر جدید باشد ، قطعا جالب است . در دهه ی اخیر نماهای جدیدی که از طرف کمیته نما تائید شده اند و در مناطق مختلف و در زمان های متفاوت به اشکال گوناگون تبدیل به آرایش اسکلت های جورواجور شده اند ، در وهله اول جالب بنظر می رسیدند . اما اکثر آنها که به زور آرایش نمای ساختمان خود شدند ، شکلی نافرم و غیرمنظم با پیری زودرس بودند که شکل جدیدی از ناهنجاری بصری را نمایان کرده اند .

در اینجا بحث مهمی که وجود دارد ، تفاوت اساسی بین جالب ، جذاب و زیبا است . خیلی مسائل جالب است اما آیا زیبا هم هست ؟ در خیابان دو نفر با هم دعوا دارند و ناسزا می گویند . مسلما کسانی که صدای فریاد آن ها را می شنوند به صدا جلب می شوند . یا روی یک خیابان ، یک پل عجیب و غریب نصب می شود . در مراحل اول برخورد تماشاگر با فرم پل و شکل آن جلب نظر می کند اما به مرور زمان دیگر هیچ توجهی به آن پل نخواهد شد . اما زیبایی همواره زیبا است . مانند بهار که زیبا است و ثمرات زیبا دارد و خدا هم همین طور : ”  إِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَال ”  . این جمال زیبا است ، نه جالب .

چگونه می توان به دنبال ایجاد زیبایی بود و زیبایی در شهر چگونه جاری می شود ؟ بنظر می رسد که موضوع بسیار پیچیده تر از آن است که با استفاده از چند تابلوی نقاشی که در نظر صاحب نظران زیبا می نماید ، بتوان به شهر زیبایی بخشید . امیدوارم راه حل هایی پیدا شود که شهر محل آرامش ، آسایش و آموزش همراه با معرفت برای شهروندان باشد .

برچسب ها :
مقالات مرتبط

فلسفه‌ی سنگ در آرامگاه‌ها

“سنگنامگ” شماره دو – اسفند 1404 نویسنده : کامران خوشحرف واکاوی نقش…

جولای 16, 2026

موزه هنرهای آمریکایی ویتنی در نیویورک

“سنگنامگ” شماره دو – اسفند 1404 نویسنده : احمد فضایلی راد رنزو…

جولای 15, 2026

مهندسی سنگ  از عصر امپراتوری روم تا بحال

با ورود به عصر امپراتوری روم، مهندسی سنگ به بالاترین سطح خود…

جولای 13, 2026