“سنگنامگ” شماره دو – اسفند 1404
در تالار عظیم و آرام مقر سازمان ملل، زیر نور ملایمی که از پنجرههای مشرف به رودخانه ی شرق میتابد، هر سخنرانی که بر سکوی چوبی میایستد، در برابر تاریخ و آیندهای از بشریت قرار میگیرد. اما آنچه در پشت سر او گسترده شده، تنها یک دیوار سنگی ساده نیست؛ بلکه پردهای است از طبیعت زمین، کتابی گشوده از تاریخ زمینشناسی، و نمادی خاموش از آرمانهایی است که این نهاد بینالمللی نمایندگی میکند.
سالهاست فعالان صنعت سنگ در ایران ادعا میکنند که سنگ این دیوار، سنگی ایرانی از مجموعه گرانیتهای بیرجند است. آنها بدون توجه به سال ساخت این پروژه (حدود ۷۵ سال پیش) و زمان رونق صادرات سنگ ایران، این ادعا را دستمایهای برای افتخار صنعت سنگ کشور میدانند.
این در حالی است که وقار و کیفیت سنگهای ایرانی بهخودیخود در بازارهای جهانی شناختهشده و جایگاه خود را دارد و هیچ نیازی به نسبت دادن آثار معروف جهانی به ایران برای بزرگنمایی نیست.
اتکا به چنین ادعاهای اثباتنشدهای، به جای آنکه باعث افتخار شود، تنها باعث تضعیف اعتبار و جایگاه یک صنعت اصیل میگردد. شکوه صنعت سنگ ایران بر پایه کیفیت انکارناپذیر، تنوع بینظیر و هنر استادکارانش استوار است. سنگهایی مانند تراورتن، مرمریت ( ماربل ) و گرانیت ایرانی، بهواقع، زینتبخش پروژههای مهمی در سراسر جهان هستند و این حقیقتی است که بر اساس اسناد و واقعیتهای قابل استناد پایدار میماند.
بر اساس اسناد معتبر موزه ی سازمان ملل متحد، این سنگ باشکوه و عمیقاً نمادین، سنگ مرمریت ( ماربل ) ورده آلپ، ( Verde Alpi) از نوع سرپانتینیت (Serpentinite) است که از دل کوههای باستانی و باوقار رشتهکوه آلپ در نزدیکی روستای کوچک پونت-سو-لا-سوا (Pont-Saint-Martin) در شمال غربی ایتالیا استخراج میشود. جایی که کوههای سر به فلک کشیده، گنجینهای از این مرمریت ( ماربل ) سبز نادر را در اعماق خود حفظ کردهاند.
ویژگیهای منحصر به فرد سنگ ورده آلپ، آن را برای جایگاهی چنین رفیع مناسب ساخته است. زمینه ی رنگ آن، سبزی عمیق و سیر است که گویی انعکاسی از جنگلهای انبوه و مخروطیهای همیشهسبز دامنههای آلپ است. این سبز، نه تنها رنگ آرامش و امید است، بلکه نماد زندگی، رشد و باروری نیز هست. بر روی این زمینه ی غنی، رگهها، ابرها و نقشونگارهایی به رنگ سفید، کرمی و گاهی طلایی کمرنگ خودنمایی میکنند. این رگههای سفید، بیاختیار انسان را به یاد قلههای پوشیده از برف و یخچالهای طبیعی دیرینه ی آلپ میاندازند که نگهبانان سربهفلککشیده ی این رشتهکوه عظیم هستند. هر صفحه از این سنگ، یک اثر هنری طبیعی و بیهمتاست؛ طرحهای آن هیچگاه دقیقاً تکرار نمیشوند، گویی هر تکه از آن داستان جداگانهای از فرآیندهای کند و میلیونساله ی زمین را روایت میکند. این ویژگی، استعارهای زیبا از تنوع فرهنگها و ملتهایی است که در زیر چتر این سازمان گرد هم آمدهاند. هرکدام منحصربهفرد، اما بخشی از یک کل زیبا و هماهنگ.
انتخاب این سنگ برای تریبون مجمع عمومی، که بین سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۲ ساخته شد، حاصل تفکر عمیق معماران پروژه به رهبری والاس هریسون ( Wallace Harrison ) معمار آمریکایی بود. آنان به دنبال خلق فضایی بودند که وقار، ثبات و پیوند ناگسستنی با کره ی زمین را منتقل کند. سنگ ورده آلپ، با اصالت و استحکامش، تجسم فیزیکی این آرمانها بود. دیوار پشت تریبون به عمد به شکل پرچمهایی نیمهباز طراحی شده است، نمادی از همبستگی ملتها. استفاده از سنگ ورده آلپ برای این پرچمهای سنگی، پیامی قدرتمند در خود دارد که می گوید این وحدت، ریشه در استحکام و پایداری زمین دارد. این سنگ، صلح را نه به عنوان یک مفهوم انتزاعی، بلکه به عنوان بنیانی طبیعی و ضروری برای زندگی روی این سیاره معرفی میکند. در برابر تندیسها و نمادهای هنری دیگر در ساختمان سازمان ملل که ساخته ی دست بشر هستند، این دیوار سنگی، اثر دست طبیعت و یادآوری است از این که تمام فعالیتهای انسان، بر بستری از منابع طبیعی قرار دارد که باید با احترام و خردمداری از آن محافظت کرد.
این سنگ سبز آرام، تنها یک عنصر دکوراتیو نیست. آن را میتوان به عنوان ساکتترین و در عین حال گویاترین عضو مجمع عمومی در نظر گرفت. این سنگ، شاهد بیطرف مذاکرات پرشور، وعدههای تاریخی، هشدارهای جدی و لحظههای نادر توافق بوده است. سایهروشنهایی که نور چراغها بر روی سطح آن میاندازد، گویی حالوهوای هر سخنرانی را ثبت میکند. در سکوت سنگین خود، پیامی ابدی را زمزمه میکند. آرمان صلح جهانی، همانند کوههای آلپ، نیازمند بنیانی استوار، ریشهدار در احترام به سیاره ی مشترکمان و شکیبایی برای فرآیندهای کند اما پایدار است. این تکهای از آلپ در قلب منهتن، پلی است بین قدرت خام طبیعت و ظرافت دیپلماسی انسانی، و یادآوری میکند که آیندهی بشریت، در گرو حفظ این پیوند اساسی است.
پذیرش این واقعیت که دیوار نمادین سازمان ملل از سنگی ایتالیایی ساخته شده، از ارزشهای صنعت سنگ ایران نمیکاهد و نشاندهنده بلوغ و امانتداری ما در روایت تاریخ است. عزت واقعی در صداقت و تلاش برای معرفی درست گنجینههای ملی بر اساس واقعیتهاست، نه در تکیه بر افسانهها.
اعتبار یک صنعت، در گرو راستی و دقت در بازگو کردن تاریخ آن است. صنعت سنگ ایران با تکیه بر داشتههای واقعی و کیفیت اثباتشدهاش، میتواند بدون نیاز به افسانهسازی، هویت مستقل و باشکوه خود را در جهان تثبیت کند.


