“سنگنامگ” شماره دو – اسفند 1404 نویسنده : کاوه فاضل بسطامی
چندی پیش، فرازهای مربوط به سنگ از کتابی تازه درباره ی برج آزادی را به من سپردند تا در باب آن نظر دهم. با ورق زدن صفحات، یکبار دیگر همان تکرار ملالانگیز را دیدم که در توصیف مهمترین و شاخصترین شخصیتِ برج ، سنگِ مظلوم و نجیب ، به وضوح ادامه داشت.
نگارش مقاله، نوشته یا کتاب تحقیقی درباره یک موضوع خاص مستلزم بررسی عمیق و همه جانبه تمامی زوایای مرتبط با آن است. پژوهشگر باید با دقت و وسواس علمی، اطلاعات جامعی درباره پیشینه، عوامل شکل گیری، تأثیرات و پیامدهای موضوع مورد بحث گردآوری کند. در این فرآیند، تحلیل دقیق داده ها و استناد به منابع معتبر از ارکان اساسی کار پژوهشی محسوب می شود.
اگر موضوع تحقیق مربوط به رویدادها یا پدیده های معاصر باشد، فرآیند پژوهش تا حد زیادی تسهیل می شود، زیرا دسترسی به منابع دست اول، شاهدان عینی، اسناد مکتوب و تصویری و همچنین داده های میدانی به مراتب ساده تر خواهد بود. این نزدیکیِ زمانی به محقق اجازه می دهد تا با اطمینان بیشتری به بازتاب واقعیت ها بپردازد و از تحریف یا تفسیرهای نادرست جلوگیری کند. علاوه بر این، تعامل با افراد درگیر در موضوع و استفاده از خاطرات شفاهی می تواند غنای بیشتری به تحقیق ببخشد.
اما اگر موضوع پژوهش حول یک اثر ماندگار و شناخته شده ( اعم از ادبی، هنری، علمی یا فلسفی ) باشد، نخستین نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد، شناسایی و بررسی مهمترین شاخصه های خلق آن اثر است. این شاخصه ها ممکن است شامل شرایط تاریخی و اجتماعی دوران پیدایش اثر، انگیزه های خالق آن، ویژگی های سبکی و محتوایی، نوآوری ها و تأثیراتی باشد که اثر بر جریان های فکری یا هنری پس از خود گذاشته است. درک این عوامل نه تنها به درک عمیق تر اثر کمک می کند، بلکه پایه های مستحکمی برای تحلیل های بعدی فراهم می آورد.
رعایت چنین رویکردی برای جامعیت بخشیدن به نوشته پژوهشی ضروری است، مگر آنکه نویسنده به عمد تصمیم بگیرد تنها از یک منظر خاص ، مثلاً نقد زیبایی شناختی، تحلیل جامعه شناختی یا بررسی تاریخی ، به موضوع بپردازد. در این صورت نیز باید دقت شود که این رویکرد تک بعدی، به محدودیت های تحقیق اشاره داشته باشد و از تعمیم های نادرست پرهیز کند. در نهایت، هر پژوهش معتبری باید با صداقت علمی همراه باشد و خواننده را به درک روشن تر و دقیق تری از موضوع مورد بحث برساند.
در مورد موضوعی مانند برج آزادی، به اذعان معمار پروژه ، مهمترین شاخصه ی این اثر معماریِ ماندگار، نحوه انتخاب و کاربرد سنگ در ساخت آن است. این عنصر نه تنها از جنبه زیبایی شناختی، بلکه از منظر فنی و نمادین نیز حائز اهمیت فراوانی است. نوع سنگ های به کاررفته، تراشِ خاص آنها، و چگونگی ترکیبشان با دیگر مصالح، همگی در هویت بصری و استحکام این سازه ملی نقش اساسی داشته اند. به جرئت می توان گفت که سنگ های برج آزادی، همتراز با نبوغ معمار آن و همسطح با تخصص مهندسان و هنرمندانی است که در ساخت این اثر مشارکت داشتند.
متأسفانه در بسیاری از تحلیل هایی که درباره برج آزادی ارائه می شود، این جنبه از ساختار آن یا نادیده گرفته شده یا با بی توجهی از کنارش گذشته اند. این کم توجهی نه تنها نادرست، بلکه نوعی کاستن از ارزشهای فنی و هنری این بنای شاخص است. سنگهای برج آزادی صرفاً پوششی تزئینی نیستند، بلکه بخشی از هویت مقاوم و اصیل آن محسوب می شوند. انتخاب سنگ هایی با دوام و کیفیت بالا، تراش دقیق ، حجم تولید در مدت زمانی محدود و نصب حساب شده آنها، همه نشان دهنده دقت و ظرافتی است که در ساخت این اثر به کار رفته است.
نقدی که در این زمینه می توان مطرح کرد، عدم آگاهی کافی برخی نویسندگان و پژوهشگران از این بخش حیاتی از برج آزادی است. گاهی این بی اطلاعی به بی اعتنایی و حتی کم اهمیت دانستن یکی از ارکان اصلی شهرت و ماندگاری برج منجر شده است. حال آنکه اگر قرار باشد تحلیلی جامع و منصفانه از این اثر ارائه شود، نمی توان تنها به معماری فرمی یا نمادهای انتزاعی آن بسنده کرد. سنگ ها، به عنوان عنصری ملموس و پایدار، روایتی گویا از اصالت، استحکام و هنرِ به کاررفته در برج آزادی دارند.
بنابراین، هر پژوهش یا نوشته ای که قصد بررسی برج آزادی را دارد، باید نگاهی عمیق تر به مصالح و به ویژه سنگ های آن داشته باشد. این توجه نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی انکارنشدنی برای درک کامل این شاهکار معماری است. غفلت از این بخش، مانند نادیده گرفتن قطعات یک پازل است که در نهایت تصویری ناقص و ناکامل از اثر ارائه خواهد داد.
در بررسی عوامل اثرگذار بر شهرت برج آزادی، با پارادوکس عجیبی روبه رو می شویم. علیرغم اینکه این بنا در دوران معاصر ساخته شده و اسناد و شاهدان زنده بسیاری از روند ساخت آن وجود دارد، اطلاعات دقیق و جامعی درباره بسیاری از جنبه های فنی و هنری آن ، به ویژه بخش سنگ کاری ، در دسترس نیست. این کمبود اطلاعات به ویژه در مورد سنگ که همواره در معماری ایرانی نقش محوری داشته، بیشتر به چشم می آید. گویی این ماده اصیل و پایدار، در سایه بتن و فلز دوران مدرن، به حاشیه رانده شده است.
صنعت سنگ در ایران با همه قدمت و اهمیتش، همواره صنعتی سنتی و کمتر مستند بوده است. همین امر باعث شده تا نقش استادکاران سنگ در پروژه های مهم ملی اغلب نادیده گرفته شود.
بیگمان، کمانگاریِ نقش سنگ در بناهای سترگ و ملی، ریشهای دیرینه دارد. در آثار تاریخی سه سده ی اخیر، از هر هنرمندی که در آفرینش آنها نقشی داشته، به نیکی یاد شده و هنرشان بر جریده ی روزگار نقش بسته، اما هیچ نام و نشانی از استادکاران سنگتراش و آنان که سنگهای سخت را به زیور هنر آراستهاند، دیده نمیشود. حال آنکه، پیکار با سنگِ سرسخت برای آفرینش اثری جاودان، همواره نیازمند دستانی جادوگر و چیرهدست بوده و هست.
هر پژوهش و تحقیقِ معتبری که درباره برج آزادی ، این اثر ملی ثبتشده و نماد هویت معماری معاصر ایران ، انجام میشود، بیتردید قابل احترام، قابل تقدیر و ارزشمند است. نفسِ پرداختن به چنین موضوعی نشاندهنده دغدغهی حفظ میراث فرهنگی و معماری کشور است و همین تلاش، فارغ از هر نقدی، ستودنی است.
با این حال، ارزش واقعی یک اثر تحقیقی زمانی آشکار میشود که بتواند پلی میان گذشته و حال بزند، گوشههای ناگفته را روشن کند و پرسشهای جدیدی را پیش روی محققان بعدی بگذارد. در این مسیر، طبیعی است که برخی کاستیها یا نقصهای روششناختی وجود داشته باشد، چرا که هیچ پژوهشگری مدعی بیخطایی نیست. آنچه اهمیت دارد، روحیهی نقادانه و اصلاحپذیر است که به جای حذف یا نادیده گرفتن نقدها، از آنها برای ارتقای کار بهره میبرد.
برج آزادی تنها یک سازهی معماری نیست، بلکه تار و پودی از هنر، تاریخ، مهندسی و هویت جمعی است. بنابراین، هر تحقیقی درباره آن باید بکوشد تا این ابعاد را در کنار هم ببیند و از تقلیل آن به یک یا چند بُعد خاص پرهیز کند.
برای دستیابی به تحلیلی جامع از برج آزادی به عنوان یک اثر معماری کامل، باید تمام اجزای تشکیل دهنده آن ، از طراحی مفهومی گرفته تا اجرای فنی ، با دقت واکاوی شود. سنگ به عنوان رکن اصلی این بنا، سزاوار توجهی فراتر از اشاره های گذرا و گاه اشتباه است. تا زمانی که تاریخ شفاهی صنعت سنگ ایران به درستی ثبت و ضبط نشود، بخش مهمی از هویت واقعی آثار معماری معاصر ما ناشناخته خواهد ماند.
نظر معمار این پروژه ، حسین امانت ، در مورد سنگِ برج آزادی قابل توجه است :
” کار سنگ بنای آزادی یکی از مهمترین نکات تشخص این بناست . انجام کار سنگ بنای آزادی خود یک کار تاریخی است که حتی بعد از سالها ، اکنون در جهان بی نظیر است . کار سنگ آن اثری بی نظیر و درخشان در عرصه جهانی است و نمادی است از استعدادها و توانائی ها و هنر و نبوغ ایرانیان “
بیگمان، زمانه از سرآمدان صنعت سنگ این مرز و بوم انتظاری دیگر دارد. به باور راستینِ من، هنگام آن فرارسیده که پیشگامان این عرصه، در ژرفای نگاه خویش دگرگونی بنیادین پدید آورند و در شیوه ی رفتار حرفهای خود بازاندیشی اساسی کنند.
این دگرگونی، نه در گام نخست که میبایست در سرشت و سرنوشت این کانیِ دیرپا و نجیب رخ نماید. آنسان که سنگ را از جایگاه یک ماده ی خامِ بیروح فراتر برند و برایش هویتی فرهنگی-تاریخی و شخصیتی هنری-اقتصادی بیافرینند و آن را در جایگاه شایستهاش در سپهر معماری و هنر، استوار نمایند.
تنها در پرتو چنین نگرش نوینی است که میتوان سنگ را به مقام شایستهاش در معماری ملی و هنر صناعی این دیار بازگرداند. جایگاهی که در آن، نه همچون کالایی مصرفی، بلکه چونان اثری ماندگار و سرمایهای فرهنگی شناخته شود و بستر شکوفایی استعدادها و جلوهگری هنرمندان این مرز و بوم گردد.
مدیرمسئول
کاوه فاضل بسطامی


